سلامبه همه دوستای عزیزمدوستایی که دیگه خیلی هاشون به اینجا سر نمی زنندوستایی که کم و بیش تو فضای مجازی دنبالشون می گردم و می بینم که چقدر آدم های بزرگی شدن و برای خودشون کاره ای هستن...یه حرف دوستانه
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی
تو اگه می تونی فراموش کن...من نمی تونم...الان چند ساله که رفتی، بدون اینکه حرفی بزنی،آروم آروم و بی سروصدا...و منم مثل قورباغه آب پز وقتی فهمیدم که دیگه دیر شده بود...البته فقط تو نبودی که رفتی و اروم
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی
سلامعجیب دچار روز مرِگی شدم...رفیقی هست بیاد منو یکم ازین تکرار ها بکشه بیرون...؟!!چقدر کارهایی که دوست داشتم انجام بدم ولی حالا به خاطر مسئولیتی که به عهده دارم قیدشون رو زدم...به امید روزی که دوباره
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی
سلامخاطرات همیشه جزء بهترین سرمایه ها بود از نظر من...مرور خاطرات خوب و بد هر دوشون برام جذاب بود و گاهی من رو ساعت ها در خودش غرق می کرد...این غفلت و بیرون رفتن از بُعد زمان و مکان بسیار لذت بخش بود.
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی
سلامکاش موقع امتحان کردن هم دیگه یکم به شخصیت هم فکر می کردیم...دلیل نمیشه اگه ما میخوایم بفهمیم یه نفر اینقدر ما رو دوست داره به ظاهر دست رد به سینه اش بزنیم م انتظار داشته باشیم وایسه و پا فشاری کن
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی
گاهی صدایی،گاهی شعری،گاهی بیتی،گاهی مصراعی،گاهی کلمه ای،گاهی فقط اشاره ای و گاهی فقط یک نگاه...کوهی از خاطرات را زنده می کندو می شود بهانه ای تا باری از درد که تازه سنگینی اش فراموش شدهدوباره خود نمای
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی
سلام دوستی دیگر هم پر کشید و رفت...همین چند روز پیش دیدمش، قبلا باهم والیبال بازی می کردیم...هیچ وقت ندیدم کسی رو آزار بده...شهادت مظلومانه دوست عزیز استوار یکم میلاد امینی را به خانواده ایشان تبریک و
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی